دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٦١ - نفى توغل در هوى و هوس
|
گر عقل تو بر نفس مقدم نشود |
اسلام تو پيش ما مسلم نشود |
|
|
دندان طمع كه بار حرص است در آن |
تا پر نكنى درد سرت كم نشود |
|
سرانجام دنيا
٩٢١- هر جديدى (خانه، لباس و ...) به كهنه شدن
منتهى مىگردد و هر دوستى و ارتباطى (رفاقت، ازدواج و شراكت) به جدائى كشانيده
مىشود.
٩٢٢- كدام اجتماعى به پراكندگى و جدائى منتهى نگرديده؟
٩٢٣- آيا كدام جمعيتى كه براى وحدت جمع شدهاند، اختلاف و شكاف، آن را پراكنده نساخته است؟!
٩٢٤- آيا كدام فردى از چيزى نفع برد كه نفع وى كامل شد و به مقصود خود رسيد.
|
هر قصر كه ساختيم ويرانى يافت |
جمعيت ما زود پريشانى يافت |
|
|
هركس كه نهاد دل بدنياى دنى[١] |
ناگاه بر او داغ پشيمانى يافت |
|
٩٢٥- راستى كه از روزگار در تعجب هستم كه هميشه طبيعت حوادث و اخلاق مردم آن مختلف است (و شدت احتياج همه جا حكومت مىكند)
٩٢٦- درباره مثل حوادث و مردم دنيا گفته شده براى چشيدن شر آن شنيدن نامش كافى است.
|
از جور زمانه گشت پرخون دل من |
وز دور فلك رنج بود حاصل من |
|
[١]- دنى بفتح دال، پست.