دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٣٣ - جستن معاويه براى مبارزه در حرب صفين
٨١٠- طائفه همدان و قبيله حمير را دعوت مىكنم. ايكاش در روز حمله من، جعفر (برادر على ٧) زنده بود (در جنگ موته شهيد شد.)
٨١١- (ايكاش) حمزه شير دلير و درخشان زنده بود. (در جنگ أحد به شهادت رسيد.) (اگر جعفر و حمزه زنده بودند) قريش (معاويه) مىديد كه ستاره شب رياستش آشكار گرديده است.
|
هرچند كه من به چشم خصمم كوچك |
همراه من است فتح و نصرت بىشك |
|
|
گر بخت مدد كند به توفيق خدا |
در روز ستارهاش نمايم او را چوبك |
|
اظهار ناراحتى از قتل
احمر غلام عثمان به قصاص غلام خود كيسان
٨١٢- خيلى متأسفم و ناملايمات زندگى
مردم را از خوب و بد كه مىبينم كم خوشحال مىگردم.
٨١٣- هيچ وقت بفكر جنگ با كسى نبودهام، اينان در آشوب شديد كوشا هستند.
|
هستند گروهى ز خرد بيگانه |
وز غايت حرصند سگ ديوانه |
|
|
گر آتش حرب شد فروزان جائى |
سوزند ز تاب قهر چون پروانه |
|
توضيح: احمر غلام عثمان در جنگ صفّين بميدان آمد و كيسان غلام على ٧ را به قتل رسانيد امام ٧ هم به احمر حمله كرد و او را كشت و از اين صحنهها كه همه روزه در صفّين براثر آشوبطلبى معاويه بوجود آمده بود ناراحت مىشد.