دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٩٩ - جواب او به احسن عبارات
٢٨٧- آى جنگجويان احزاب گمان مبريد كه خدا دين خود و پيامبرش را تسليم دشمن مىسازد.
|
چون كافر بتپرست شمشيرم ديد |
مىگفت: دلم كه عينه اليوم حديد |
|
|
شد كشته به تيغ تيز آرى نكند |
معبود به حقّ نصرت اين قوم پليد |
|
رجز امام ٧ در جنگ خيبر ٢٨٨- بزودى پرچم جنگ براى من گواهى مىدهد كه چگونه جولان دادم و نيزه فرود آوردم، پرچم را محمّد پاك و تميز ٦ بمن عطا كرده است.
٢٨٩- اى پرچم! تو مىدانى در جنگهائى كه آتش آن شعلهور است من شير نرى جنگآزمودهام.
٢٩٠- مثل من هميشه با حوادث سخت و طاقتفرسا برخورد داشته و تمام پنج ركن لشكرى كه خطرناك است براى وى ناچيز بوده است.[١]
٢٩١- تمام طائفههاى عرب مىدانند كه من پرچمدار عرب و جنگ هستم و مىدانند كه به هنگام جنگ فرمانى كوتاه[٢] پربار و استوارم.
|
امروز منم بزور سرپنجه چو شير |
در معركه شجاعتم تند و دلير |
|
|
من نخلم و خرماى ترم پيكان است |
شد دشمن من كسى كه گشت از جان سير |
|
رجز مرحب در جنگ خيبر
٢٩٢- طائفه
خيبر مىداند كه من مرحب هستم، اسلحهام را آماده حمله كرده و
[١]- پنج ركن لشكر: مقدمه، قلب، ميمنه، ميسرة و ساق.
[٢]- امام عليّ ٧ از نظر قد كوتاه بوده است.