دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٣٢ - خطاب به معاويه و مفاخرت به مناقب عاليه
١٦٠٩- آگاه باشيد كه هركس خواست به اين انتخاب ايمان آورد و هركس نخواست از غصه بميرد.
١٦١٠- من آن قهرمانى هستم كه شجاعتم را نمىتوانيد نه در ميدان جنگ منكر شويد و نه به هنگام صلح.
|
پيغمبر حقّ كرد هدايت ما را |
بر أهل جهان داد ولايت ما را |
|
|
گر پايه قدر ما نمىدانى اينك |
درياب تو از حديث و آيت ما را |
|
نكوهش از اراذل
١٦١١- اگر گوش
به حرف من مىدادند طائفه و پيروان خود را تا يمامه و شام به پيش مىراندم.
١٦١٢- اما چه كنم كه وقتى تصميم مىگيرم حرفهاى اوباش به مخالفت با من خودنمائى مىكند!!
|
گر بخت مرا به حكم و فرمان بودى |
هر كار كه كردمى به سامان بودى |
|
|
گردون همه بر مراد من گرديدى |
خورشيد به آئين غلامان بودى |
|
توضيح: آنگاه كه امام ٧ در جنگ صفّين بر آب فرات دست يافت معاويه بر تيرى نوشت: «از طرف بندهاى اندرزگو به شما يادآور مىشوم كه معاويه مىخواهد سد فرات را بشكافد و شما را در ميان آب غرق كند به فكر نجات خود باشيد.»
اين تير را كه در ميان لشكريان امام ٧ پرتاب كرد، بهانهاى بدست اراذل داد و جبهه امام على ٧ را تخليه كردند و رفتند معاويه هم آمد و آب را تصرف كرد.