دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٤٢٩ - خطاب به معاوية بن أبي سفيان
|
بر اسب جفا سوار بودن تا كى؟ |
خطاب امام ٧ به معاوية بن أبى سفيان ١٥٩٢- به خدا سوگند ظلم، نحس است و گناهكار هميشه ستمگر است.
١٥٩٣- بسوى قيامت كه خداى دادگر در آن حاكم است در حركت هستى و آنان كه اختلاف دارند در پيشگاه خدا قرار خواهند گرفت.
١٥٩٤- بزودى كه در پيشگاه خدا قرار گرفتيم و يكتا حاكم قيامت به حسابها رسيدگى كرد، درك مىكنى كه ستمكار كيست؟
١٥٩٥- بزودى لذتهاى مردم پايان مىپذيرد و غصهها تمام مىگردد. (و هركس به نتيجهى عمل خود مىرسد.)
|
فردا كه ز هم جدا شود پاك و پليد |
آيد به ميان ز خير و شر گفت و شنيد |
|
|
معلوم شود كه كيست بدبخت و سعيد |
مفهوم شود كه كيست نادان و رشيد |
|
١٥٩٦- بخاطر كارهاى بزرگ شب و روز مىگردند و ستارگان مىچرخند.
١٥٩٧- از روزگارانى كه بر ملتهاى گذشته سپرى گرديده سؤال كن تا به تو از آثار و آداب گذشتگان خيلى زود خبر دهند.
١٥٩٨- در خانهى مرگ و مصيبت عمر جاويدان مىطلبى، نمىدانى كه طالب زندگى جاويد قبل از تو فراوان بوده است.
١٥٩٩- به خواب مىروى اما مرگ و مصيبت در كمين توست، اى به خواب رفته براى مرگ آماده باش.
١٦٠٠- نابود شدن را بازيچه مىدانى و در مسير نابودى هستى، توجه داشته باش كه هيچ چيز دنيا دوام ندارد.
١٦٠١- تو كه فردا مردى از مشكلاتى كه در قعر درياى زندگى در دنيا ديدهاى