دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٩٤ - طلسم كه از جهت رفع صداع مجربست
|
يا ربّ چه قضا نسخه تقدير نوشت |
اجزاء وجود من به توحيد سرشت |
|
|
فردا كه از اين رباط ويران بروم |
خواهم كه شوم مقيم در باغ بهشت |
|
١٤٥٠- در نعمت و خوشگذرانى بدون شنيدن حرف مفت و بدون به ياد غمها افتادن و بدون شماره كردن ناله مريض و مجروح قرارم بده.
|
خرم دل آنكه يافت أسباب بهشت |
گردد به رخش گشاده أبواب بهشت |
|
|
از چهره روح گرد تن شويد پاك |
پس تازه كند جان خود از آب بهشت |
|
١٤٥١- در منظرهاى خلوت كه سختى در آن يافت نمىگردد، ساكنان آن خوش هستند و گردانندگانش در آسايش و درب ورودى آن محترمانه است مكانم ده.
|
تا چند در اين منزل ويران باشم |
بىجرم اسير بند و زندان باشم |
|
|
گر مرغ دلم به آشيان ميل كند |
ناگاه مقيم باغ رضوان باشم |
|
١٤٥٢- به منزلى برسانم كه از زيبائى نور مىدرخشد و بطور مرتب نور بر آن مىتابد و عظمت از آن مىبارد و نسيم بهشتى آن را در آغوش گرفته است.
|
ابروى تو كرده عالمى را پرنور |
وز حسن تو گشته مه بهخوبى مشهور |
|
|
آن دم كه كنم مقام در باغ بهشت |
خواهم كه كنيز خانهام باشد حور |
|
١٤٥٣- بسترى نرم، لباسى فاخر، غذائى خوش خوراك، نوشيدنى گوارا از