دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣٥ - اشارت به ندامت اخروى در محبت اسباب دنيوى
زنده است ولى اثر زنده بودن ندارد. (بفكر مردن نيست)
|
آن حال كه خلق مردنش مىخوانند |
آسايش نفس است اگر مىدانند |
|
|
موتى كه از آن اهلدلان درمانند |
دردى است كه رو نمود و بىدرمانند |
|
دنيا، عروس هرجائى
٣٣- دنيا را سه
طلاقه كن و همسر ديگرى انتخاب كن.
٣٤- همسر ناپاكى است كه باكى از همبسترشوندگان خود ندارد.
٣٥- آنگاه كه به خواستهى خود رسيد، پشت به وى كرده، فرار مىكند.
|
اى دل ز سر عروس دنيا بگذر |
كين پيرزنى است با هزاران شوهر |
|
|
آن دم كه شود مراد طبعش حاصل |
در حال كند جلوه به شخص ديگر |
|
دوستى دنيا پشيمانى
دارد
٣٦- آى عاشق دنيا، روى دنيا طرف ديگرى است و آنگاه كه از تو جدا شد به خدا سوگند
كه پشيمان خواهى شد.
|
تا چند اسير نفس شيطان باشى |
افتاده به دام فسق و عصيان باشى |
|
|
ترسم كه چه پرده از ميان بردارند |
خوار و خجل و زار و پشيمان باشى |
|
پرهيز از دنيا
٣٧- از دنيا
پرهيز كن، زيرا آستانهى آن نابودى است جاى ماندن نيست.