دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٣١٦ - ارشاد نفس به صفات عاليه
امام ٧ و پرهيز از حلال دنيا ١١٣٣- دنيا مىخواهد به من حيله بزند گويا من از وضع آن آگاهى ندارم.
خدا حرام دنيا را ممنوع ساخته و من از حلالش پرهيز مىكنم.
١١٣٤- دنيا دست راست خود را بسوى من دراز كرد، من دست راست و چپش را برگردانيدم و ديدم دنيا خودش محتاج است هرچه آورده بود به آن بخشيدم.
|
دنيا كه دهد فريب به هر بىخبرى |
در من نتوانست نمودن اثرى |
|
|
هركس كه به سر هواى دنيا دارد |
پيوسته كشد ز هر طرف دردسرى |
|
پروندهى يك عمر از ديدگاه على ٧ ١١٣٥- هنگامى كه يك نفر شصت سال زندگى كند، نصفش شب است.
١١٣٦- نصف روزها را (كه نصف نصف عمر است) بخاطر غفلت و نادانى نمىداند طرف راست برود يا طرف چپ (در زندگى استقلال و تجربه ندارد).
١١٣٧- يك سوم از نصف روزها هم صرف ثروت، حرص به جمعآورى دنيا و به كار و كسب و تأمين زن و فرزند مىگذرد.
١١٣٨- باقىمانده عمر هم مريضى و پيرى است، فكر كوچ كردن و منتقل شدن است.
١١٣٩- با چنين وضعى شخصى كه علاقه به عمر دراز داشته باشد نادان است زيرا تقسيم زندگى بهمان ترتيبى است كه گفتم.
|
افسوس كه عمر من به افسوس گذشت |
در صحبت جاهلان منحوس گذشت |
|