دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٨٧ - ستايش موت كه روح را از بدن مىرهاند
١٠٣٢- چه بسيار ضعيفانى كه از نظر عقل عقبمانده و شوريدهاند و از نظر رزق گويا كنار دريا نشسته و از دريا بهره مىبرند (رزق آنان كم نمىشود).
|
جمعى كه به علم و معرفت مىكوشند |
از آتش غصه روز و شب در جوشند |
|
|
وانها كه به جهل راه حقّ مىپوشند |
پيوسته مى از جام طرب مىنوشند |
|
ستايش از مرگ
١٠٣٣- خدا از
جانب ما پاداش خوب به مرگ بدهد، زيرا مرگ نسبت به ما خيرانديشتر و مهربانتر است.
١٠٣٤- در آزاد كردن جانها از شكنجه عجله مىكند و إنسان را به خانهاى كه محترمترين خانههاست نزديك مىسازد.
|
تحصيل كمال نفس شد پيشهى من |
جز بادهى عشق نيست در شيشه من |
|
|
بر من چه بقاى نفس روشن شده است |
هرگز نبود ز مرگ انديشهى من |
|
اوصاف خدا
١٠٣٥- اى خداى
من با قلب (براى من) شناخته شدهاى. اى آقاى من هميشه به حقّ معروفى.
١٠٣٦- اى خدا! آن روزى كه نه نورى بود كه از آن بهرهمند گردند و نه سايهاى روى زمين بود كه بآن پناه ببرند، تو وجود داشتى.
١٠٣٧- ما را به اختلاف تمام مردم و هرچه در فكر و خيالها نهفته است نزديك و آشنا ساختى.