دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٦ - تحذير از مجالست جاهلان و تنفير از مؤانست غافلان
|
هرجا كه رسى لاف اصالت چه زنى |
چون أصل تو از گل است يا آب منى |
|
٤- اگر براى افتخار خود شخصيتى را عنوان كنى، ما از نژاد سخاوت و شرافت هستيم.
|
اى طبع تو خو كرده به آئين خلاف |
تا چند زنى از نسب عالى لاف |
|
|
در نفس تو گر فضيلتي هست بگوى |
باقى همه از قبيل حشو است و گزاف |
|
٥- اگر شرافتى باشد فقط مخصوص دانشمندان است زيرا اينان كه هدايت يافتهاند، راهنماى رهنمودطلبانند. (پس افتخار مخصوص دانشمند راهگشائى است كه خود راه يافته باشد.)
|
أرباب علوم دين كه درويشانند |
يا رب چه رفيع قدر و عالىشأنند |
|
|
پيوسته به حقّ دليل دلريشانند |
مقصود ز هستى جهان ايشانند |
|
٦- ارزش فرد به عملى است كه خوب انجام مىدهد، نادانان نسبت به دانشمندان دشمن هستند.
|
دانا كه هميشه علم و حكمت ورزد |
در چشم كسان به آنچه ورزد ارزد |
|
|
نادان كه حسد از دل او سربرزد |
پيوسته به كين أهل دانش لرزد |
|
٧- بنابراين (اگر دنبال فخر هستى) دنبال دانش باش و چيز ديگرى را عوض آن در نظر مگير، زيرا مردم در حكم مردهاند و دانشمندان زنده هستند.