دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٤٢ - مفاخرت به آنكه ريحان او شمشير و خنجر است
٨٤٥- هر فردى به چيزى دل مىبندد كه نمىتواند آن را بچنگ آورد، مرگ هم از خود وى به او نزديكتر است.
|
كس نيست در اين دور كه از روى صفا |
باشد به طريق مهر و آئين وفا |
|
|
هرچند كه با كسى وفا بيش كنى |
از جانب او بيش رسد جور و جفا |
|
مرگ مىرسد زاد نجات
از عذاب را ذخيره كن
٨٤٦- از مرگ نه يك چشم برهم زدن و نه يك لحظه در امانى هرچند
دربان و پاسبانهاى فراوان داشته باشى.
٨٤٧- توجه داشته باش كه تيرهاى مرگ به هدف مىخورد، به هر زره پوشيده و صاحب سپرى نفوذ مىكند.
٨٤٨- چه عيبى در دين تو هست كه راضى مىشوى دين خود را چرك كنى اما لباست شسته و تميز باشد.
٨٤٩- به پيروزى (بر عذاب) اميدوارى اما راه پيروزى را نمىروى بدون ترديد كشتى بر روى خشكى حركت نخواهد كرد.
|
از تير اجل چه جان نخواهى بردن |
بايد كه هميشه دل نهى بر مردن |
|
|
تا چند براى مال و أسباب جهان |
هردم دل خلق عالمى آزردن |
|
سلام بر مردم قبرستان
٨٥٠- سلام بر
مردمى كه در قبرستان خوابيده و پوسيده شدهاند، گويا در مجالس دنيا ننشسته و
نبودهاند.