دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٣٧ - جواب عمرو بن عبد ود
|
تا چند چنين غافل و نادان باشى |
هرجا كه روى سخره شيطان باشى |
|
|
در راه فنا كه هر نفس چون گامى است |
تا چشم به هم زنى به پايان باشى |
|
رجز عمرو بن عبد ود در جنگ خندق
٨٢٦- با فرياد خود در
جمع آنان همرزم طلبيدم و آنجا كه قهرمانى كه مبارز مىطلبد به وحشت مىافتد من
استوار ايستادم.
٨٢٧- من هميشه در آشوب و جنگها با سرعت شركت مىكنم، زيرا شجاعت و بزرگوارى در جوان، بهترين غريزههاست.
پاسخ امام ٧ به عمرو بن عبد ود ٨٢٨- اى عمرو واى بر تو! پاسخگوى تو در شرائطى كه عاجز نيست پيش تو آمد.
٨٢٩- وى داراى تصميم و آگاهى است و خدا نجاتگر تمام پيروزان است.
٨٣٠- جوانمردى را به مبارزه دعوت كردهاى كه پاسخگوى جنگطلبان است.
٨٣١- شمشير درخشان و قاطع وى بر روى تو بلند است. شمشيرش همانند نمك مىدرخشد و مرگ بر سر آن كس كه به جنگ وى آمده مىبارد.
٨٣٢- آرزو دارم كه نوحهسرايانى كه براى مردهها گريه مىكنند براى تو به فعاليت بپردازند.[١]
٨٣٣- از ضربهى سختى كه بر مغزت مىزنم و داستان آن در حوادث ذكر
[١]- در ميان عربها، اقوام مرده گريه نمىكنند، بلكه گروه مخصوصى كه نوحهگرند براى تازه گذشته گريه مىكنند و مزد مىگيرند.