دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٣٠ - خطاب به عمرو بن عاص در حرب صفين
|
در قصه خويش صد حكايت دارم |
وز دشمن وز دوست شكايت دارم |
|
|
وين طرفه كه كس بمن نمىدارد گوش |
هرچند كه صد حديث و آيت دارم |
|
گلايه از وضع خلافت خود
٧٩٧- از روى ناچارى
با تلخىهاى روزگار مىسازم و در آغاز كودكى رياست هستم.
|
يابيم ز دشمنان جفائى كه مپرس |
بينيم ز دوستان وفائى كه مپرس |
|
|
القصه رسيده است كشتى اميد |
امروز به گرداب بلائى كه مپرس |
|
سخن به عمرو بن عاص در
جنگ صفّين
٧٩٨- جاى تعجب است مطلب عجيبى ديدهام. به خدا دروغ بستن موى
را سفيد مىكند.
٧٩٩- گوش را سنگين مىكند و چشم را ضعيف مىسازد. احمد ٦ اگر آگاه مىگرديد راضى نمىشد كه ببيند:
٨٠٠- وقتى محمّد ٦ را با «ابتر»[١] (عاص بن وائل) نكوهشكننده از پيامبر ٦ و ملعون چشم تنگ و علاقمند به دنيا همرديف كنند.
٨٠١- (معاويه و عمرو بن عاص) هر دو در برابر لشكر وصى محمّد ٦ لشكر آراستهاند، زيرا عمرو بن عاص خود را باين جهت كه منحرف بود فروخته بود.
[١]- اين كلمه اشاره است به سوره كوثر و شأن و نزول آنكه مذمت از عاص بن وائل پدر عمرو است.