دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٢٩ - خطاب به عمرو بن عاص در حرب صفين
مىگذارم، زيرا قريش خيانت كردند و حيله زدند (و نتيجه خيانت ذلت است.)
|
ديديم جماعتى به ايمان درست |
بودى همه را حديث و پيمان درست |
|
|
امروز چنان است كه در روى زمين |
بسيار عزيز است مسلمان درست |
|
٧٩٢- اگر زنده ماندم نه گروه در نظر مىگيرم و نه طرفدار مذهبى انتخاب مىكنم زيرا قريش خيانتكاراند.
٧٩٣- با من بيعت كردند و به پيمان خود وفا نكردند و آنگاه كه بمن حيله زدند مكر را در ميان دشمنان اجرا كردند.
٧٩٤- در آتش شعلهورى آشكارا به جنگ با من پرداختند. حادثهاى كه نه أبو بكر با آن برخورد داشت نه عمر.
|
آن يار كهن كه بود با من هم عهد |
امروز به قصد خون من دارد جهد |
|
|
آرى چه توان كرد كه در يك زنبور |
آميختهاند زهر قاتل با شهد |
|
اظهار ناراحتى از قتل
طلحه و زبير
٧٩٥- خدايا شكايت بزرگ و كوچك را پيش تو مىآورم. شكايت
جمعيتى را كه نور چشمم را ضعيف كردند به تو عرضه مىكنم.
٧٩٦- از فرزندان طائفه مضر براى كوبيدن قبيله مضر بهره گرفتم[١] بينى خود را بريدم و طائفه خويش را بقتل رسانيدم.
[١]- منظور امام( ع) اين است كه عرب و قريش، عليه عرب و قريش وارد جنگ جمل شد و آنچه كشته شد همه اعضاى جبهه إسلام و اعضاى بدن امام( ع) بودند.