دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٢٧ - شكايت از اشخاصى كه نقض بيعت نمودند
چشمپوشى كردن امام ٧ از اعمال بعضى از مردم ٧٨٥- بسيارى از كارهاى ديگران را ناديده مىگيرم و من قدرت دارم كه كارهاى ديگران را بازخواست كنم.
٧٨٦- ناديده گرفتنم از جهت نديدن نيست بلكه گاهى إنسان خود را درعين ديدن به ناديدگى مىزند.
|
هرچند كه خلق را نه نيك است معاش |
وز جهل و شقاوتاند در بند تلاش |
|
|
آن به كه نهيم چشم روشن برهم |
خوش نيست كه عيب مردمان گردد فاش |
|
٧٨٧- از خيلى مطالب سكوت مىكنم كه اگر بخواهم مىتوانم آنها را بگويم و در سخن گفتن كسى برتر از من نيست.
٧٨٨- خود را با كوشش و طاقت خويش بسكوت وادار مىسازم، درصورتىكه به اخلاق همه آگاهم.
|
جمعى كه ز باده فنا بىهوشند |
بر لب زدهاند قفل و خوش خاموشند |
|
|
از آتش ظلم گرچه خواهى جوشند |
اصلاح كنند و عيب مردم پوشند |
|
شكايت از بيعتشكنان
٧٨٩- اين
قريش شماست كه آرزوى قتل مرا دارد، به خدا سوگند نه ضربهاى زدند و نه پيروز شدند.
٧٩٠- اگر زنده بمانم رهن تعهد خود هستم. تعهد به جنگى كه اثرى از قريش باقى نخواهد گذاشت.
٧٩١- و اگر هلاك شوم براى آنان ذلت و خوارى در زندگى را به ارث