دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٢٣ - مدح اهل بيت سيد عالم ص
رجز عنتر در خيبر
٧٦٩- كنيهام «ابو البليت» و نامم عنتر است.[١] به سلاح
مجهز و از سرزمين خيبرم.
٧٧٠- قهرمان بزرگواران، هژبر كجسينهام.[٢] شيرى اخمو هستم كه از اول در ميدان جنگ حاضرم و تلخكامكننده آفريده شدهام.
٧٧١- در بيشهى شيران، براى شيران، شير مردم.
پاسخ امام ٧ به رجز عنتر ٧٧٢- من على ٧ قهرمانى پيروزمندم. قلبى نيرومند دارم و به اين مطلب مشهورم.
٧٧٣- در دست راستم شمشيرى مستقيم دارم كه از دو دم آن برق مىجهد.[٣]
٧٧٤- براى حمله شديد با شمشير و نيزه در ركاب پيامبر پاك و مطهر ٦ آمادهام.
٧٧٥- خداى متعال محمّد ٦ را براى پيامبرى برگزيد. امروز اين شمشير محمّد ٦ را خشنود مىگرداند و عنتر را بدبخت.
|
كس نيست كه تاب قهر من مىآرد |
دشمن همه عجز بهر من مىآرد |
|
[١]- بليت مثل رتيل به معناى بريدن است نام فرزندش بوده و يا شغلش بريدن هيزم و يا كار ديگرى كه نياز به بريدن دارد بوده است.
[٢]- هژبر به كسر ها و فتح ژ به معناى شير است.
[٣]- امام عليّ ٧ اشاره مىكند كه شمشيرم« اخضر»( دم صاف- مستقيم) است.
شمشيرها معمولا كج هستند و يكطرفه ولى شمشير امام( ع) دوطرفه بوده و با رفتن شمشير يك ضربه مىزده و با برگشتن ضربه ديگر كه اين علامت شجاعت آن حضرت و چابكى وى مىباشد.
بنابراين ذو الفقار دوشاخ دليل بر شجاعت آن حضرت نيست. ذو الفقار دودم بوده كه بدو شاخ ترجمه و نقاشى شده است. براى دليرى همچون عليّ ٧ بايد شمشيرى دودم بيايد تا با هر حركت دست براى رفتن يك اثر و براى برگشتن اثر ديگر و چهبسا با يك ضربه دو نفر را مىكشته است كه اين شجاعت با دوشاخ بودن نمىسازد.