دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٩٨ - قطع رشته امل به تذكار اجل
|
دنيا كه گلش وز روى معنى خار است |
در ديده عقل، گرگ مردمخوار است |
|
|
هركس كه از آن گريخت عزت دارد |
هركس كه به او كرد توجه خوار است |
|
آرزوى دراز
٦٧١- در دنيا آرزوى طولانى دارى و نمىدانى وقتى
كه شب شد آيا تا صبح زنده مىمانى؟
٦٧٢- چه بسيار سالمهائى كه بدون مريض شدن مردند و چه مريضانى كه سال تا سال زنده ماندند.
٦٧٣- چه جوانانى كه شب و روز سالم مىچرخند و نمىدانند كفن آنها بافته شده است.
|
اى بسته به خود سلسله طول امل |
تا چند خورى فريب از علم و عمل |
|
|
انديشهى آن كن كه بزودى باشد |
ناگاه گريبان تو در چنگ اجل |
|
به روزگار اعتماد مكن
٦٧٤- آنگاه كه
روزگارت به خوشى مىچرخد بدبين مگرد و از آنچه سخت است و سرنوشت براى تو ممكن است
پيش بياورد ناراحت مباش.
٦٧٥- شب و روز با تو خوشرفتارى كردهاند و تو به سلامتى خود مغرور شدهاى درصورتىكه در شبهاى خوش ناراحتى بروز مىكند.
|
اى يافته كام خويش از گردش دهر |
كام تو ز غم آلوده نگشته به زهر |
|
|
غافل منشين كه دست تقدير تو را |
برهم شكند به زور سرپنجهى قهر |
|