دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١١٨ - ترغيب نفس به دار عقبى
|
مقصود ز هستى خلايق مائيم |
آئينه اسرار حقايق مائيم |
|
|
گر پرده ز روى كار ما بردارند |
در هر دو جهان از همه سابق مائيم |
|
توضيح: عثمان بن عفان (خليفه سوم) با رقيه و كلثوم دختران محمّد ٦ ازدواج كرد. يكى از دنيا رفت ديگرى را گرفت بهمين جهت به عثمان «ذو النورين» (داراى دو نور) مىگويند و امام ٧ كه اشاره به خويشاوندى عثمان با امام على ٧ مىكند بهمين مطلب نظر دارد.
نه اين دو دختر محمّد ٦ در رديف حضرت زهرا ٣ بودهاند و نه عثمان در رديف على ٧.
توجه به فناى دنيا
٣٦٧- ديدهام
كه همرديفانم چگونه نابود شدند، پوسيدند و گفته شد مردى بود و زنى!
٣٦٨- اين دنيائى است كه همانند مار زهر مىدمد هرچند بدنش نرم است.
٣٦٩- چه بسيار مشكلاتى كه در آن به تنگ آمدم سپس آنها را بر خود آسان گرفتم و آسان شد.
|
دنيا كه ز داغ نيستى يافت نشان |
مارى است براى كاملان زهر فشان |
|
|
دارد هنرى نيك كه باشد آسان |
بر هركه نكرد سختكوشى به كسان |
|
دنيا خانه عنكبوت است
٣٧٠- دنيا
نابود است، دوامى ندارد. دنيا همانند خانهاى است كه عنكبوت آن را بافته است.
٣٧١- توئى كه دنبال لقمه نانى هستى بطور حتم آنچه هست براى تو كافى