دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١١٧ - ترغيب نفس به دار عقبى
و كارهاى نيكى كه انجام دادند عنايت فرمايد.
|
ياران منند بحر إحسان و ادب |
شيران دلاورند در وقت غضب |
|
|
در نصرت دين مصطفى ٦ مىكوشند |
يابند جزا ز فيض فضلت يا ربّ |
|
توضيح: طائفه ازد از سرزمين يمن برخاستهاند و در هر عصرى مدافع معنويت بودهاند و اين يك نمونه تاريخى:
آنگاه كه سر امام حسين ٧ را پيش عبيد اللّه بن زياد در كوفه آوردند عبيد اللّه گفت: الحمد للّه الذي اظهر الحق و نصر أمير المؤمنين يزيد و حزبه و قتل الكذّاب بن كذّاب. (ستايش خداى را كه حقّ را پيروز كرد و أمير المؤمنين (يزيد) و حزبش را پيروز گردانيد و دروغگو فرزند دروغگو را بقتل رسانيد.
عبد اللّه بن عفيف ازدى بپاخاست، سخن عبيد اللّه بن زياد را قطع كرد و گفت: اي دشمن خدا تو دروغگوئى و پدرت و آن كس كه نماينده او هستى. آى پسر مرجانه فرزند پيامبر ٦ را بقتل مىرسانى و بجاى صديقان مىنشينى؟!
عبيد اللّه بن زياد حرف او را قطع كرد و دستور داد او را دستگير سازند طائفه ازد حمله كردند و عبد اللّه را از چنگ مأموران ابن زياد بيرون آوردند. در آن شرائط خفقان، خدمت بزرگى است.
سؤال امام ٧ از عثمان ٣٦٥- اگر از طريق شورى به رياست رسيدى، چه شورائى بود كه مشورتكنندگان در آن نبودند؟!
٣٦٦- و اگر از طريق خويشاوندى با پيامبر ٦ در برابر مخالف خود استدلال كردى و به رياست رسيدى، غير تو (امام على ٧) به پيامبر ٦ از نظر علم و خويشاوندى نزديكتر است.