دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٠٦ - تعريض به معاوية بن أبي سفيان
و هم تيزى آن محكم و هيچگاه عيب نمىكند.[١]
٣٢٠- همهروزه لشكر را به هنگامى كه آتش جنگ شعلهور مىشود با آن دفع مىكنم.
|
كافى است مرا خدا و شمشير دو سر |
وين نيزه كه مىكند از او سنگ حذر |
|
|
اين نيزه من كه نخل باغ ظفر است |
آرد همهروزه ميوه فتح ببر |
|
٣٢١- اطراف من جمعيتى هستند كه همه شايسته و پاكسرشتاند و در انتظار غنائم جنگى و غارت دشمن مىباشند.
٣٢٢- از تنگناهاى جنگ با دريافت مال، كنار نمىكشند و فرار كنند.
٣٢٣- تهديد را كنار بگذار و تن به آتش جنگ بزن وقتى شعلهى جنگ خاموش گرديد، در آن سوختهاى.
|
جمعى كه ز روى صدق بر گرد منند |
در باب غناى نفس شاگرد منند |
|
|
تهديد كسى اثر در ايشان نكند |
اين طائفه بر طريقه فرد منند |
|
تعريض امام ٧ به معاويه ٣٢٤- من على ٧ هستم و از نظر دودمان بعد از پيامبر هاشمى محمّد مصطفى ٦ در ميان عرب از بهترين نسب برخوردارم.
٣٢٥- به آن كسى كه گول مهربانى مرا خورده است (و مىخواهد مرا فريب بدهد) بگو: آن كسى كه كاغذ پاره را از طلا تشخيص مىدهد كجاست؟ (نرمى من از ترس نيست)
٣٢٦- بادهاى مرگ همراه خاك و شن بر تو وزيدن گرفته است، مرا بعد از
[١]- از فنر ساخته شده.