إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٧٨ - باب شانزدهم در شرائط قيامت و هولها و وحشتهاى آن
ابو نواس گفته: وقتى كه حاكم و نويسندگانش خيانت كنند و قاضى بر خلاف حكم كند پس واى واى واى بر آن قاضى از حاكم بر حق خداى متعال.
و جاء في تفسير قوله تعالى: لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ[١] الآية، نزلت فيمن يخالط السلاطين و الظلمة.
و در تفسير گفته بارى تعالى: نمىيابى قومى را كه ايمان به خدا و روز ديگر يعنى قيامت آورده باشند با كسانى دوستى كنند كه دشمن خدا و رسول است ...، آمده است كه: در باره كسانى نازل شده است كه با سلاطين و ظالمان آميزش داشته باشند.
و قال ٧: الاسلام علانية باللّسان و الأيمان سرّ بالقلب و التّقوى عمل بالجوارح كيف تكون مسلما و لا يسلم النّاس منك و كيف تكون مؤمنا لا تأمنك النّاس و كيف تكون تقيّا و النّاس يتّقون من شرّك و اذاك.
فرمود: اسلام چيزى است آشكار به زبان و ايمان سرّى است در قلب، يعنى پوشيده و پنهان است و خدا مىداند و خود شخص.
و تقوى عمل به اعضاء و جوارح است. چگونه تو مسلمانى و مردم از تو سالم نيستند؟ و چگونه مؤمنى كه مردم از تو در امان نيستند؟
و چگونه داراى تقوى هستى و حال آنكه مردم از شرّ و اذيّت تو اجتناب مىكنند؟
و قال انّ من ادّعى حبّنا و هو لا يعمل بقولنا فليس منّا و لا نحن منه اما سمعوا قول اللَّه تعالى يقول مخبرا عن نبيّه: قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي
[١] سوره مجادله، آيه ٢٢.