إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩٠ - باب يازدهم در توبه و شرايط آن
كنى كه هرگز به آن كار عود نكنى. سوّم اينكه: حقوق همه خلق را رد كنى تا خدا را ملاقات كنى در حالى كه از حقوق مردم پاك باشى چهارم اينكه: هر واجبى از واجبات الهى را كه ترك و ضايع نمودهاى انجام دهى و حق آن را ادا نمايى. پنجم اينكه: گوشتى كه از حرام بر بدن تو روييده با رياضت و عبادت، مانند روزه و بيدارى شب، آن را آب كنى تا مجدّدا گوشت برويد. ششم اينكه: به جسم و بدن خود سختى عبادت را بچشانى چنانچه به او شيرينى گناه و معصيت را چشانيدهاى.
و لقد احسن بعضهم شعرا:
|
مضى امسك الماضى شهيدا معدلا |
و اصبحت في يوم عليك شهيدا |
|
|
و ان كنت بالأمس اقترفت اساءة |
فثنّ بالاحسان و انت حميد |
|
|
و لا تدع فعل الصالحات الى غد |
لعلّ غدا يأتى و انت فقيد |
|
ديروز تو گذشت در حالى كه شاهد عادلى بود بر تو و صبح كردى و وارد روزى شدى كه بر تو شاهد است. و اگر در روز گذشته در حال بدى جدا شدى پس امروز نيكى و خوبى را دو برابر انجام بده تا جبران گذشته شده باشد، و وامگذار كارهاى خوب را تا فردا شايد فردا بيايد و تو نباشى.
و قال آخر:
|
تمتّع انّما الدّنيا متاع |
و انّ دوامها لا يستطاع |
|
|
و قدّم ما ملكت و انت حىّ |
امير فيه متّبع مطاع |
|
|
و لا يغررك من توصى اليه |
فقصر وصيّة المرء الضياع |
|
|
و ما لى ان املّك ذاك غيرى |
و اوصيه به لو لا الخداع |
|