إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٨٠ - باب يازدهم در توبه و شرايط آن
بالخروج من حقوقهم على الوجه المأمور به من قصاص او جراح او دية عن قتل نفس عمدا ان شاءوا و رضوا بالدّية و الّا فالقتل بالقتل.
و اگر توبه او از قتل نفس عمدى است يا جراحتى كه بر بدن كسى وارد آورده پس بايد خود را در اختيار آنها قرار دهد تا از حقوق آنها بيرون آيد، به آن قسمى كه در دين به آن امر شده از قصاص يا پرداخت ديه از قتل نفس عمدى اگر خواستند و راضى به ديه شدند و الا كشتن در مقابل كشتن.
و ان كانت التّوبة عن معصيته من زنا او شرب خمر و امثاله فالتّوبة عنه النّدم على ذلك الفعل و العزم على ترك العود اليه. و ليست التّوبة قول الرّجل استغفر اللَّه ربى و اتوب اليه و هو لا يؤدّى حقّه و لا حق رسوله و لا حق امامه و لا حقّ النّاس فيقول الرّجل هذا من دون ذلك استهزاء بنفسه و يجرّ عليها ذنبا بكذبه كما روى انّ بعض النّاس اجتاز على رجل و هو يقول استغفر اللَّه و هو يشتم الناس و يكرّر الاستغفار و يشتم فقال السّامع استغفر اللَّه من هذا الاستغفار و ترجع بل انت تهزء بنفسك.
و اگر گناهى كه از آن توبه مىكند زنا يا شراب خوردن و مانند آن باشد پس توبه از آن پشيمانى از آن كار است و تصميم گرفتن بر ترك عود به آن. و نيست توبه، گفتن شخص استغفر اللَّه ربى و اتوب اليه و حال آنكه حق خدا و رسول و امام و همچنين حق مردم را ردّ نكرده باشد. و در حقيقت اين استغفار استهزاء به نفس خودش مىباشد و به وسيله اين دروغ گناه ديگرى انجام مىدهد. چنانچه نقل شده. شخصى عبورش به مردى افتاد كه به مردم دشنام مىداد و مكرر استغفار مىكرد. پس آن شخص شنونده گفت: اى مرد از