إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٦٤ - باب هشتم در كوتاهى عمرها و به سرعت گذشتن و مغرور نشدن به آن
و اعظم مقامك في دار البقاء.
بعضى از عبّاد فرموده: عمر كوتاه است و سفر دور است پس مشغول شو به اصلاح روزهاى خود و توشه بردار براى سفر طولانى خود. و به آنچه جمع كردهاى بهرهمند شو و نفع ببر. پس پيش بفرست از خانه مرورت كه دنيا است براى خانه قرارت كه آخرت است پيش از آن كه قطع علاقه كنى از آن و دست از آن بردارى، پس حساب آن بر تو باشد و در تصرّف ديگرى در آيد. پس چه بسيار كم است ماندن تو در اين خانه فانى و چه بسيار بزرگ است ماندن تو در خانه باقى.
و قال بعضهم شعرا:
|
لهفى على عمر ضيّعت اوّله |
و مال آخره الاسقام و الهرم |
|
|
كم اقرع السنّ عند الموت من ندم |
و اين يبلغ قرع السن و النّدم |
|
|
هلّا انتهيت و وجه العمر مقتبل |
و النّفس في جدة و العزم مخترم |
|
بعضى گفتهاند: تأسف من بر عمرى است كه اولش را ضايع كردم و در آخر آن گرفتار پيرى و مرضها شدم. چه بسيار دندانها را به روى يك ديگر بايد فشار دهم وقت مردن ولى به كجا مىرسد فشار دندان و پشيمانى. چرا باز نايستادى از گناه و حال آن كه جهت عمر برگشته است و نفس در كوشش است و عزم خاموش.
و قال في قوله تعالى: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ، قال الشّباب. ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ[١]، قال الهرم.
[١] سوره تين، آيه ٥.