إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٥٩ - باب هفتم در كوتاه كردن آرزوها
اى كسى كه جلو آرزوهاى خود را رها كرده هنوز به آرزوها نرسيده اجلها هست. دنيا چه بسيار نو و كهنه دارد در ما و چه بسيار امتحان و غافلگيريها دارد.
و قال الحسين ٧: يا بن آدم انّما انت ايام كلّما مضى يوم ذهب بعضك.
امام حسين- ٧- فرمود: اى پسر آدم اين است و جز اين نيست كه تو چند روزى بيش نيستى و هر گاه يك روز بگذرد بعضى از تو گذشته است.
و قال بعضهم لرجل كيف اصبحت فقال اصبحت و اللَّه في غفلة من الموت مع ذنوب قد احاطت بى و اجل مسرّع اقدّم على هول لا ادرى على ما اقتحم فمن أسوأ حالا منّى و اعظم خطرا ثمّ بكى.
بعضى از زهّاد گفته: به مردى گفتم كه چگونه صبح كردى؟
جواب داد به خدا قسم صبح كردم در حال غفلت از مرگ با گناهان بسيار كه به من احاطه كرده و اجل و مرگى كه با سرعت به جانب من مىآيد. وارد مىشوم بر هول و وحشتى كه نمىدانم بر چه جاى هولناكى مىافتم پس با چنين حال كيست كه از من بد حالتر باشد و خطرش بزرگتر باشد اين بگفت پس بگريست.
دخل ابو العتاهيّة على ابى نواس في مرضه الّذى مات فيه فقال كيف تجد نفسك فقال ابو نواس شعرا:
|
ربّ في الغنى سفلا و علوا |
و ارانى اموت عضوا فعضوا |
|
|
ذهبت جدّتى بطاعة نفسى |
فتذكرت طاعة اللَّه نضوا |
|
|
ليس من ساعة نضت بى الّا |
نقصتنى بمرّها لي جزوا |
|