إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٥٧ - باب هفتم در كوتاه كردن آرزوها
تحت راسه و نام فهبت ريح عاصفة فقام فزعا و ترك ردائه فقلنا يا رسول اللَّه مالك فقال ظننت انّ السّاعة قد قامت.
انس گفت: خدمت پيغمبر- ٦- بوديم. آن حضرت جامه خود را زير سر نهاد و به خواب رفت. پس باد شديد وزيد. پيغمبر- ٦- ترسناك از خواب برخاست و رداى خود را بر نداشت ما عرض كرديم: يا رسول اللَّه- ٦- شما را چه روى داد؟ فرمود: گمان كردم قيامت بر پا شد.
و قال ٧: يهرم ابن آدم و يبقى معه اثنان الحرص و طول الأمل.
فرمود: فرزند آدم پير مىشود و با او دو چيز باقى مىماند يكى حرص و ديگرى آرزوى طولانى و دور و دراز.
و قال امير المؤمنين ٧ في خطبته: اتقوا اللَّه فكم من مؤمّل مالا يبلغه و جامع مالا يأكله و لعلّه من باطل جمعه و من حقّ منعه اصابه حراما و ورثه عدوا فاحتمل اصره و باء بوزره و ردّ على ربه خاسرا اسفا لا حقا قد خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
. حضرت امير المؤمنين ٧ در خطبه خود فرموده: از خدا بترسيد چه بسيار كسى كه آرزو دارد چيزى كه به او نمىرسد و چه بسيار جمعكننده چيزى كه آن را نمىخورد و شايد از راه باطل آن را جمع كرده و شايد حقوقى كه به آن تعلّق گرفته منع كرده و نداده يا حق شريكى در آن بوده و او از دادنش خوددارى كرده از راه حرام به دست آورده و از روى عدوان و تجاوز به ارث برده، گناهش را حمل كرده و وزر و وبالش را به عهده گرفته و به سوى