رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٣١ - مقدمه مؤلف
كه: من عرف نفسه فقد عرف ربّه.[١] [ «كسى كه خود را شناخت تحقيقا پروردگارش را شناخته است.»]
اگرچه بعضىها معنى اين روايت را حمل بر تعليق به محال كردهاند، غافل از اينكه همين معنى در اخبار ديگر صريح است در معنى اوّل.
چنانكه در «مصباح الشّريعة» وارد است كه سؤال كردند: مقصود از علمى كه فرمودهاند او را طلب نماييد اگرچه در چين باشد، كدام علم است؟! فرمودند: مراد معرفت نفس است كه در اوست معرفت ربّ.[٢] و هكذا در خبر است كه سؤال كردند از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله: كيف الطّريق إلى معرفة الرّبّ؟! فرمودند: معرفة النّفس!
و بالجمله؛ اين را داشته باش كه انسان انسانيّتش به صورت نيست؛ چرا كه صورت در در حمّام هم مىكشند و به جسمانيّت هم نيست؛ چرا كه حيوانات خبيثه هم جسم دارند و با شره طعام و جماع هم نيست؛ چرا كه خرس و خنزير هم شرهشان بيشتر از تو است و با غضب و قوّه انتقام هم نيست؛ چرا كه سگ و گرگ هم قوّه غضبيّهشان خيلى است. بلكه خاصّه انسانيّت كه تو را انسان كند و در شركاء ديگر يافت نشود، علم است و معرفت و اخلاق حسنه.
علم و معرفت حاصل نشود مگر به تحسين اخلاق، چنانچه مىفرمايد:
ليس العلم فى السّماء لينزل إليكم و لا فى الأرض ليصعد لكم؛ بل مجبول فى قلوبكم. تخلّقوا بأخلاق الرّوحانيّين حتّى
[١] -« مصباح الشّريعة» طبع و تعليقه مصطفوى، باب ٦٢، ص ٤١.
[٢] - همان مدرك.