رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٩٦ - سوز و گداز مؤلف
به صورتمان فرو مىريزد و از اعضايمان گوشتها جدا شده و ساقط مىشود و از اطراف آن پوستها و موىهاى كنده مىشود و هرگاه پوستهايمان بريان شد و از هم گسسته گشت، آنگاه عوض آنها پوستهاى تازه قرار مىدهند، [در اين هنگام] استخوانها در اثر شدّت آتش از گوشتهاى بدن كاملا عريان مىشود و هيچچيز از آنها در استخوانها باقى نمىماند جز جانها كه به رگها وابستهاند [و با پاره شدن اين رگها، مرگ قطعى مىشود ولى مرگ به سراغمان نمىآيد لذا از درگاه احديّت] درخواست مرگ مىكنيم و آرزويمان اين مىشود كه هرچه زودتر بميريم و در اين حال مىگوييم: «اى مالك دوزخ! (اى كاش) پروردگارت ما را بميراند (تا از اين عذاب دردناك طاقتفرسا آسوده شويم)! مىگويد: شما در اينجا ماندنى هستيد!».»]
خلاصه؛ به تمام آنچه قادر است از مراتب فراغت و مسكنت و عجز و انكسار- قولا، فعلا، هيئة، لباسا- همه را جمع كند؛ چرا كه همه آنها تأثيرى در قلب انسان مىنمايد و آن تأثّر قلبى سبب جوش آمدن درياى رحمت الهى- جلّت آلائه- مىشود. اگر تصديق اين را بخواهى ملاحظه بكن اعمال بزرگان را كه در مقام مناجات و استغفار، خودشان را به چه حالهايى مىانداختند؛ مثلا زنجير به گردن مىانداختند و به روى خاك مىنشستند، توى قبرها مىرفتند، تبصبص[١] مىنمودند، ريششان را مىگرفتند، هكذا ملاحظه حال توبه قوم حضرت يونس- على نبيّنا و آله و عليه الصّلاة و السّلام- را بكن كه آن حكيم تربيت شده خانواده نبوّت جناب روبيل چه حال براى
[١] - حالتى است كه سگ در پيش پاى صاحبش، پوزه بر خاك مىمالد و دم خود را حركت مىدهد.