رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٩٥ - سوز و گداز مؤلف
ساخت؛ اى مالك! پوستهاى تن ما بريان گرديد؛ اى مالك! ما را از جهنّم سوزان و طاقتفرسا بيرون بياور كه ما هرگز به كارهاى زشت و گناهان باز نخواهيم گشت.
جواب مىشنويم: هرگز! اينك وقت امانخواهى نيست و امكان خروج از آتش سوزان براى شما وجود ندارد. «دور شويد و با من سخن مگوييد» [كه اگر به فرض محال] شما از اين آتش دوزخ خارج شويد و نجات پيدا كنيد باز هم به آن گناهانى كه از آن نهى شدهايد، بازخواهيد گشت!
در اين هنگام است كه كاملا نااميد مىشويم و مىفهميم كه هيچ راه نجاتى برايمان وجود ندارد پس تأسف بزرگ و ندامت دردناك تمام وجود ما را دربرمىگيرد، پس به صورتهايمان در آتش فرو مىافتيم: بالاى سر ما آتش، زير پاى ما آتش، سمت راست ما آتش، طرف چپ ما آتش، پس بهطور كلّى غرق در آتش خواهيم بود [حتّى] غذاى ما آتش، نوشابه ما آتش، بستر ما آتش، جامه ما آتش، استراحتگاه ما آتش خواهد بود!!!
ما در ميان پارههاى سوزناك جهنّم با لباسهايى از قطران[١] در زير ضربات گرزها و سنگينى زنجيرها باقى ماندهايم و در تنگناهاى جهنّم همچنان فرو مىرويم و در دركات آن خرد مىشويم كه در آن دركات به جوش آمدهايم مانند به جوش آمدن غذا در ميان ديگها!
و در اين هنگام فرياد واويلاى ما بلند مىشود و عمودهاى آهنين بر سر و صورت ما فرود آمده پيشانىها در اثر آن ضربات شكافته مىشود و آب بدبوى متعفّن از دهانهاى ما جارى مىشود و از سوز عطش جگرهاى ما پارهپاره مىگردد و حدقههاى چشمانمان از كاسهشان درآمده [و مثل اشك]
[١] - قطران: مادّه چسبنده بسيار بدبوى قابل اشتعال است.