رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٥٩ - مقدمه مؤلف
[ «نظر مىكنم به سوى آنان در هرروز هفتاد مرتبه و در هرمرتبهاى كه به سوىشان نظر نمودم با آنان تكلّم مىنمايم!»]
عزيز من انصاف بده! اين همه آيات و اخبار و ادعيه وارده به تعبيرات مختلفه را ممكن است كه انسان ردّ نمايد؟! اگر از حيث سند اعتبار مىخواهى، درجه تواتر اگر چهل تا گفتهاند من پانصد تا بلكه هزار تا سند براى تو بياورم و حال آنكه قرآن سند نمىخواهد و اگر دلالت بخواهى، از نصّ بالاتر نمىشود؛ و دلالات بعضى از اين الفاظ كه نقل شد ابدا شكّى و محملى و احتمال مجازى در آنها نيست.
بلى، انسان بايد ملتفت باشد كه لقاى حضرت او جلّ جلاله مثل لقاى ممكن نيست و رؤيت او با چشم نيست و مثل رؤيت جسمانيّات نيست؛ بلكه رؤيت قلبى هم منزّه از كيفيّت رؤيت متخيّلات، و رؤيت عقليّه هم منزّه از كيفيّت رؤيت معقولات است. چنانچه در دعاى «صحيفه علويّه» ٧ مىفرمايد:
و تمثّل فى القلوب بغير مثال تحدّه الأوهام أو تدركه الأحلام.[١]
[١] -« صحيفه علويّه» طبع سنگى قديمى، به خطّ فخر الأشراف، ص ١٦ و اين از ادعيه آن حضرت است كه در نعت و تعظيم خداوند عرضه داشته است و ابتداى آن اين است:
الحمد للّه أوّل محمود و آخر معبود و أقرب موجود، البدىء بلامعلوم لأزليّته و لا آخر لأوّليّته و الكائن قبل الكون بلا كيان و الموجود فى كلّ مكان بلا عيان و القريب من كلّ نجوى بغير تدان. علنت عنده الغيوب و ضلّت فى عظمته القلوب؛ فلا الأبصار تدرك عظمته و لا القلوب على احتجابه تنكر معرفته.-- تمثّل فى القلوب بغير مثال تحدّه الأوهام أو تدركه الأحلام. ثمّ جعل من نفسه دليلا على تكبّره على الضّدّ و النّدّ و الشّكل و المثل، فالوحدانيّته آية الرّبوبيّة و الموت الأتى على خلقه مخبر عن خلقه و قدرته.
تا آخر دعا كه در نهايت شيوايى و استحكام، دلالت بر وجود بالصّرافه حضرت حقّ جلّ و عزّ مىنمايد؛ بالأخصّ همين فقراتى را كه عارف ربّانى و عالم صمدانى ما بدان استشهاد جستهاند و ايضا قوله:
و الكائن قبل الكون بلا كيان، و الموجود فى كلّ مكان بلا عيان، و القريب من كلّ نجوى بغير تدان.