رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢٤١ - تازيانه سلوك
بهطورىكه هيچ شكى ندارند كه اينها جواهر حقيقى نيستند و جامد هم نيستند بلكه سيّال و متحرّك و ظلمانى هستند بلكه همه آنها از ذات خودشان و از اجسامى كه در كنار آنها و همسايه آنهايند، غايب مىباشند و خطاى حس چيز تازهاى نيست بلكه براى آن مثالهاى زياد و مصداقهاى معروفى در خارج، ذكر شده است و گرچه بعضى از خطاهاى حس براى عموم مردم مخفى است ولى بعضى از موارد آن را حتى مردم عادى نيز با عقلهاى ناقص خودشان درك مىكنند.[١]]
فإن قلت: إن كانت الإنيّات و الماهيّات أعداما و حدودا ليس لها وجود حقيقي ولو بعد الايجاد فكيف اللذّة و الألم؟! و هما وجدانيّان لا يمكن إنكارهما و جواب منكرهما انّما هو بالضرب و الإيلام.
[پس اگر بگويى: اگر انّيّات و ماهيّات عبارتند از اعدام و حدود و براى آنها وجود حقيقى نيست ولو بعد از ايجاد، پس اين لذّت و درد چگونه توجيه مىشود با توجّه به اينكه آن دو، امرى وجدانى و غيرقابل انكار هستند و پاسخ انكاركنندگان آنها چوب است و چماق تا درد را انكار ننمايند؟!]
[١] - و اين مطلب با كمترين تأمّل و توجّهى روشن مىشود؛ براى اينكه راهيابى عدم به حقيقت وجود محال است وگرنه لازم مىآيد كه چيزى به نقيض خود و يا به چيزى كه مساوى با نقيض خودش است متّصف گردد و اين مسأله بطلانش بديهى و بىنياز از دليل است و فسادش نيز ضرورى است و هرچيزى عدمش ممتنع شد قديم بودنش به حكم ضرورت ثابت مىشود؛ پس نمىتوان ادّعا كرد كه اشيا وجود حقيقى دارند.
خوب دقت كن و اين را مغتنم شمار كه آنچه ذكر كرديم برهان صدّيقين در اثبات توحيد است.( ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ;).