رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ١٨٨ - تازيانه سلوك
من محجوب شد، در اين هنگام به من عقل و علم ارزانى داشتى ولى ديگر دير شده بود و آن عقل و علم قدرت مقابله با نفس امّاره و شيطانم را نداشتند و امكان تزكيه از صفات پست نيز وجود نداشت بهطورى كه در پرتگاه نشئه طبيعت اسير نفس امّاره و شيطان گشتم و اين دو بهوسيله گناه جان و روح مرا نابود كردند، اينك من چگونه مىتوانم به ياد تو باشم و ادب تو نگاه دارم؟
چرا كه مذكور و حضور را نمىشناسم بلكه هنوز نمىتوانم تاريكى و ظلمت را از نور و روشنايى تشخيص دهم. خداوندا! از رسوايى اين احوال و زشتى اين مقامات، شكوه و شكايت به محضر تو آوردهام و به در خانه فضل و كرم تو پناه جستهام. بلكه چگونه نجات امكانپذير است؟
و نجات كجاست كه بتواند اين زندانى عالم طبيعت و اسير در دنياى باطل فريبا را از دست آنها برهاند؟ اگر تو در دل اين شخص زندانى و اسير، نورافكنى ننمايى و به سوى سراى جاويدان و سرور و نعمت جذب نكنى، نجات او قابل تصوّر نيست.]
(اللّهم يا سيّدنا يا الهنا و خالقنا و منعمنا) ظلمنا أنفسنا و اعترفنا بذنوبنا و نقول قبل يوم القيامة: هل إلى خروج من سبيل؟! طمعا في فضلك العظيم و منّك القديم أن لا تبتلينا بقول ذلك يوم القيامة و أن لا تجمع لنا ذلّ الّدارين فبك إلى أوليائك في الشّفاعة و بهم إليك في القبول توسلنا فارحمنا و منّ علينا بمعرفتك و محبّتك و أخرجنا من الظّلمات إلى النّور فإن عرفتنا نفسك أحببناك و إن أحببناك أحرقت محبّتك كلّ باطل و جهل و غرور بل و كلّ حجاب بيننا و بينك و كنّا كما تحبّ أن يكون عليه أحبّائك