ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر - الصفحة ٦٥٨ - باب اين باب در كيفر بسيارى از اعمال است
(١) و هر كس در اين جهان بامانتى خيانت كند، و آن را بصاحبش باز نگرداند بر غير آئين اسلام خواهد مرد، و خداى عزّ و جلّ را ملاقات كند در حالى كه بر او خشمگين باشد، آنگاه امر شود او را بدوزخ برند، پس او را در جانبى از جهنّم اندازند و براى هميشه در آنجا ماندنى باشد.
(٢) و هر كس بر ضرر مرد مسلمانى يا كافرى از اهل ذمّه يا هر كس ديگر از مردم شهادت بدروغ دهد در روز قيامت او را بزبانش بياويزند و با منافقين در درك زيرين جهنّم همدم و همراز باشد.
(٣) و هر كس خادم يا غلام خود را گويد:
«لا لبيك و لا سعديك»
يعنى گم شو تو را نميپذيرم و يا خوشبخت نباشى. خداوند عزّ و جلّ در روز قيامت او را گويد
«لا لبيك و لا سعديك»
در آتش سقوط كن، يعنى گم شو و بجهنم رو.
(٤) و هر كس بزوجه دائمى خود چندان آزار و زيان رساند و تحت فشارش قرار دهد كه او حاضر شود و فديه دهد يا مهر خود را ببخشد و خويشتن را خلاص نمايد[١]، خداوند در كيفر او جز بآتش دوزخ رضا ندهد، چه خداوند در باره زن
[١] -بايد دانست كه آنچه در اين كلام ذكر شده باطلاق خلع فرق فاحش دارد، زيرا طلاق خلع آنست كه زن بجهت عدم توافق اخلاقى مثلا يا هم كفو نبودن با شوهر خود حاضر مىشود كه مالى بشوهر بذل كند يا اگر مهر خود را طلبكار است ببخشد و شوهر خود را راضى كند كه او را طلاق دهد، چه ممكن است مرد زوجه خود را بخواهد و هيچ گونه فشارى هم بر او نداشته باشد ليكن زن بجهتى عقلائى مصلحت خود نبيند كه بزوجيّت او باقى باشد لذا ببذل مال شوهر را بطلاق راضى ميكند تا رهائى يابد، بخلاف اينكه مرد با اينكه زن راضى است با او بسر برد آنقدر او را اذيّت كند و تحت فشار قرار دهد تا ناچار شود تقاضاى طلاق كند، مورد روايت اين قسم اخير است، و همچنين است اگر زن از روى هوى و هوس بدون جهات شرعى يا عقلائى طلاق خواهد كه البتّه او نيز مورد لعنت و بيزارى خدا و رسولش خواهد بود چنان كه در فصول بعد خواهد آمد.