ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر - الصفحة ٦٠٦ - كيفر مرديكه با مرد نزديكى كند، و آنكه خود را در اختيار ديگرى نهد، و زنانى كه با يك ديگر همبستر شوند
مرد با ابليس و پس از انجام كار ابليس گريخت و غايب شد.
چون روز شد آن مرد ديگران را بقصّه آگاه ساخت و آنان را خوش آمد زيرا چيزى بود كه تاكنون خبر نداشتند، پس دست بدين كار شنيع و زشت زدند تا آنجا كه مردان بمردان اكتفا كردند، و اندك اندك كار بجائى رسيد كه بهر كس كه از مرز و بوم آنان ميگذشت متعرّض ميشدند و با او عمل زشت انجام ميدادند تا بحدّى كه كسى از شهر آنها عبور نميكرد، و اينان زنانشان را بكلّى ترك كرده و بكودكان و جوانان نورس روى آورده بودند.
و ابليس لعين چون ديد كارش در مورد مردان محكم شد، بسراغ زنها آمد و خود را بصورت و اندام زنى درآورد، و در ميان زنها رفته پرسيد: مردانتان بمردان ميپردازند؟ گفتند: آرى خود ديدهايم، و لوط در اين خصوص بسيار آنها را نصيحت ميكند أمّا دست بر نميدارند، ابليس عمل سحق را بزنها آموخت و آنها نيز چون مردان بهم جنس خود پرداخته و بهمان اكتفا كردند.
پس چون حجّت (خدا بتوسّط پيغمبرشان لوط ٧) بر آنها تمام شد، خداوند جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل را در هيئت جوانان نورس كه قبائى بر تن داشتند فرستاد و اين فرشتگان هنگامى كه لوط ٧ در مزرعه خود مشغول كشت و زراعت بود بر وى گذشتند، لوط پرسيد: بكجا خواهيد رفت كه از شما زيباتر