ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر - الصفحة ٥٢ - ثواب آنكه حناء بندد
ثواب آنكه حنّاء بندد
(١) ١- عيسى بن عبد اللَّه علوى از پدرش از جدّش روايت كرده كه رسول خدا ٦ شنيد گروهى از يارانش موى روى خويش بحنّاء زرد نمودهاند اين را پسنديد و فرمود اين خضاب اسلام است، و من دوست دارم كه آنها را ببينم، امير المؤمنين ٧ فرمايد من آنها را ملاقات كردم و كلام رسول خدا را بآنها گفتم و علاقه او را بديدن ايشان خبر دادم، آنان شرفياب شدند حضرت كه آنها را ديد فرمود اين خضاب اسلام است. آنها پس از شنيدن اين بشارت اين بار از روى رغبت و ميل ريشها را برنگ قرمز و سياه خضاب كردند، و چون پيغمبر خدا ٦ شنيد فرمود اين خضاب ايمان است، و من دوست دارم آنان را با اين حال ببينم، باز امير المؤمنين ٧ ميفرمايد: به آنان گذر كردم و خبر دادم، و آنها شرفياب حضور رسول خدا شدند، چون رسول خدا آنها را ديد فرمود: اين خضاب ايمان است، و از هنگامى كه اين بشارت را شنيدند بهمين عادت بودند تا از دنيا رفتند.