ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر - الصفحة ٣٨٤ - ثواب اميد نيك بخدا داشتن
مأمور بداخل شدن دوزخ شود چون روان گردد باز پس نگرد پس خداوند فرمايد بازش بداريد. چون بيايد خداوند گويد اى بنده چرا واپس نگريستى؟ گويد بار الها چنين گمانى بتو نداشتم كه مرا بدوزخ فرستى، خداوند جليل پرسد گمان تو بمن چه بود؟ گويد: پروردگارا فكر ميكردم مرا ببخشى و در بهشتت جايم دهى، پس خداوند فرمايد اى فرشتگان من بعزّت و جلال و نعمتها و محنتها و بزرگى مقامم سوگند كه جز اين ساعت گمان خير در تمام عمرش بمن نداشت، و چنانچه ساعتى در عمرش بمن گمان نيك داشت او را بآتش نميترسانيدم بارى از او بپذيريد و ببهشتش ببريد، آنگاه امام صادق ٧ فرمود: هيچ بندهاى بخداوند گمان نيك نداشته باشد جز اينكه خدا نزد گمان اوست، و بر عكس هيچ بندهاى باو گمان بد نداشته باشد مگر اينكه خداوند نزد گمان اوست، و با او همان معامله كند كه فكر ميكرده، و اين است بيان كلام خدا كه ميفرمايد: وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ[١] اين همان گمانيست كه شما در باره حقّ داشتيد و آن موجب هلاك و بدبختى شما گرديد.
[١] -فصّلت: ٢٣