ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر - الصفحة ٤٧٠ - كيفر دشمن امير المؤمنين
و ميگريد و ناله ميكند و گاهى دعا ميكند (و يا خدا را تسبيح مينمايد، فرمود:
جز اينكه از دشمنان است) من احوال او را از اين و آن جستجو كردم پنهان و آشكارا همه گفتند: مرديست كه از محرّمات الهى اجتناب ميكند، امام فرمود:
اى ميسّر آيا بآنچه تو معتقدى اعتقاد دارد (يعنى داراى ولايت اهل بيت هست؟) گفتم خدا بهتر ميداند، اين تمام شد و سال بعد بحجّ رفتم و از احوال آن مرد پرسيدم آگاهى يافتم كه معرفت بولايت اهل بيت ندارد و بامامت آنها معتقد نيست، پس بر امام وارد شدم و شروع كردم بگفتن حالات آن مرد كه در عبادت چنين و چنانست، امام ٧ باز سخن سال قبل را تكرار فرمود و پرسيد آيا آنچه تو معتقدى او باور دارد؟
عرضكردم: نه، فرمود: اى ميسّر كدامين سرزمين حرمتش افزونتر است؟ گفتم: خدا و پيغمبر و زاده او داناترند، فرمود: اى ميسّر ميان ركن و مقام باغيست از باغهاى بهشت، و ميان قبر رسول خدا ٦ و منبر او گلشنيست از گلشنهاى بهشت و بخدا سوگند اگر بندهاى را خدا عمر بسيار دهد و او ما بين ركن و مقام و قبر و منبر هزار سال خدا را عبادت كند، و سپس او را مظلوم و بىگناه در بسترش مانند گوسفند زاغ چشم سر برند و خدا را با آن حال ملاقات نمايد و داراى اعتقاد بولايت ما نباشد