ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر - الصفحة ٢١٠ - ثواب آنكه زيارت كند قبر حسين(ع) را
فرزندان رسول خدا ٦ ترا ميطلبد، وى با تو خواهد آمد، موسى بن القاسم گويد من رفتم و سر راه ايستادم هوا بسيار گرم بود و طول كشيد و آن مرد نيامد بحدّى كه نزديك بود آنجا را ترك كنم و باز گردم كه ناگاه چشمم از دور بمردى افتاد كه سوار بر شترى بود پيوسته چشم بدو دوختم تا نزديك شد پيش رفتم و گفتم اى مرد يكى از فرزندان پيغمبر خدا ٦ در اين مكان است و تو را ميطلبد و نشانى تو را داده است، مرد شتر سوار گفت مرا نزد او بر، با هم آمديم تا اينكه آن مرد شتر خود را در نزديكى خيمه آن حضرت خوابانيد و پياده شد حضرت باسم او را خواند و وى بر او وارد شد و من بدر خيمه نزديك شدم كلامشان را مىشنيدم ولى آنها را نمىديدم، حضرت بآن مرد اعرابى فرمود از كجا آمدهاى، گفت از دورترين نقاط يمن، حضرت فرمود تو اهل فلانجا هستى، گفت آرى، فرمود بچه قصد رهسپار اين ديار شدهاى، گفت تنها براى زيارت حسين ٧ اين راه دور و دراز را طى كردهام، فرمود جز زيارت نظرى نداشتى؟ عرض كرد نه، تنها و تنها قصدم نماز خواندن در كنار قبر حسين ٧ و زيارت آن حضرت و سلام و درود بر او، و بازگشت بوطنم بوده است، امام فرمود در اين زيارت چه مىبينى و چه سراغ دارى يعنى فائده آن نزد شما چيست؟ اعرابى گفت ما زيارت حسين ٧ را موجب بركت در