ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر - الصفحة ٤٩٠ - كيفر آنكه حسين بن على
با آن چه ميكند، پدرم در پاسخ گفت: آنچه تاكنون بر او گذشته از اين سختتر بوده، بارى اين شخص براى من گفت كه از آنگاه كه او را كشتهام نشده است شبى بخواب روم مگر اينكه صاحب اين سر در خواب بسراغ من شتافته و شانهها يا گريبانم را بدو دست محكم گرفته و مرا بسوى دوزخ كشيده و در آتشم ميافكنده تا صبح كه از بستر برخاستهام، و نيز گفت: يكى از محرمانم كه شنيده بود ميگفت تو نميگذارى در شب هيچ ديده ما بخواب رود، از جهت آن نالهها كه در خواب ميكرده. قاسم گفت: با جماعتى از جوانان قبيله نزد زوجه و همسر او رفتيم و از وى آنچه آن مرد گفته بود سؤال كرديم، گفت: آرى خود خويشتن را رسوا كرده، راست ميگويد.
(١) ٩- عمّار بن عمير تيمى گويد: هنگامى كه سر عبيد اللَّه بن زياد ملعون و يارانش را- كه خشم خدا بر ايشان باد- آوردند من براى تماشا رفتم، مردم فرياد ميزدند آمد آمد مارى بزرگ را ديدم آمد و سرها را يك يك وارسى كرد و از