ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر - الصفحة ١٣٤ - ثواب روزه ماه رجب
چهل هزار هزار كاسه، در هر كاسه چهل هزار هزار رنگ از طعام و شربت، كه هر طعام و شربتى داراى رنگى است مخصوص، و در هر تالارى چهل هزار هزار تخت است كه بزرگى هر تختى دو هزار ذراع در دو هزار ذراع است، و بر هر تختى دخترى است از حوران بهشتى كه داراى سيصد هزار گيسو از نور است، كه هر رشته از آن گيسوان را كنيزكى برگرفته و با مشك و عنبر خوشبو و معطّر مينمايد تا هنگامى كه روزهگيرنده ماه رجب بوصال آن حورى برسد، اين براى كسى است كه همه ماه رجب را روزه بگيرد.[١]
[١] -بنظر ميرسد اين قسمت از جمله« و خداوند عزيز» تا اينجا از اضافات بعض از سازندگان حديث باشد؛ و آنها اين قسمت را جعل كرده باشند، زيرا در سند حديث چنان كه ذكر شد چند تن از محدّثين اهل سنّتاند كه حال بعضى از آنها حتّى نزد خود سنّيان مجهول است و پاره ديگر را ضعيف شمردهاند يا خود او را صدوق و رواياتش را بىاصل دانند.
از جمله آنها علىّ بن عاصم است كه مردى ثروتمند بود و معاصر با حضرت رضا ٧ است، در آن عصر ورّاقين يعنى كتاب نويسان كه از كتب موجوده نسخه برميداشتند و بصورت كتابى درآورده ميفروختند اين مرد هر كتابى را از ايشان بقيمت زياد ميخريد و هر چه در آن بود بدون دقت روايت ميكرد و چنان كه نوشتهاند وى مردى ساده لوح و صدوق بود و از جهت خوش باورى هر چه بعنوان حديث ميشنيد يا در كتابى ميديد بدون فكر و تأمل روايت ميكرد و جماعت بسيارى گرد او در بصره جمع ميشدند و او حديث نقل ميكرد و آنها مينوشتند و گاهى سه مستملى داشت يعنى سه نفر در ميان شاگردان ميايستادند و گفتار او را بآواز بلند بديگران ميرساندند. و ديگر از راويان كه در سلسله سند اين حديث است ابو هارون عبدى است كه وى نيز مردى ساده و خوشباور و زودپذير بوده و بتمام احاديث منقوله بنظر صحّت مىنگريسته، و از شعبة بن حجّاج نقل كردهاند كه گفت« لو شئت لحدّثنى ابو هارون عن ابى سعيد بكلّ شىء رأى اهل واسط يفتعلونه باللّيل» يعنى اگر ميخواستم ابو هارون عبدى تمام رواياتى را كه اهل واسط در شب از قول ابى سعيد خدرى ساخته بودند براى من روايت ميكرد. و ابن عبد البرّ گويد همه محدّثين اهل بصره ابو هارون را ضعيف شمردهاند و بعضى بالاتر رفته و او را كذّاب دانستهاند، بارى براى اين جهات نميتوان اين حديث را با تمام خصوصياتش صادر از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و اله دانست چنان كه نميتوان همه آن را ردّ كرد.