ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر - الصفحة ٥٨٦ - (كيفر آنكه دينى از خود بسازد)
بود كه تلاش ميكرد دنيا را از راه حلال بدست آورد و نتوانست، پس از راه حرام آن را طلب كرد باز موفق نگشت، شيطان نزد او آمد و گفت اى مرد تو دنيا را از راه مشروع خواستى نيافتى از راه حرام آن را جستجو نمودى بدست نياوردى آيا اكنون ترا دلالت نمايم بچيزى كه مالت را فراوان كند و دنيايت را رونق بخشد و پيروانت را زياد نمايد؟ مرد گفت: آرى: شيطان گفت: دينى از خود اختراع كن و مردم را بدان دعوت نما، آن مرد اين كار بكرد و مردم از وى پذيرفتند و ويرا اطاعت كردند و وى بدنيائى كه آرزو ميكرد رسيد، و پس از مدّتى با خود انديشد و گفت كار بدى كردم و از خود دينى ساختم و مردم را بدان خواندم اكنون راهى براى توبه نمىبينيم جز اينكه كوشش كنم و بهر كس كه باين دين ساختگى دعوت كرده بودم قصّه را بگويم و او را از آن بازگردانم، پس برخاست و نزد پيروان خود رفت و گفت: آنچه كه من شما را بدان خواندهام باطل است و از خود اختراع كردهام، آنان شروع بتكذيب او كردند و گفتند دروغ ميگوئى و اين دين حقّ است و تو بيهوده در دين خود شكّ كرده و از آن