ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر - الصفحة ٤٨٢ - كيفر قابيل، و نمرود، و آن دو اسرائيلى كه قوم خود را يهودى و نصرانى كردند و فرعون كه أنا ربكم الأعلى گفت، و دو تن از اين امت
فرمود: اى إسحاق براى من فرق نميكند چه آيه محكمى از كتاب خدا را محو كنم چه انكار نبوّت پيغمبر نمايم، يا منكر خدا شوم، يا اينكه در رهبرى مسلمانان كسى را بر عليّ بن أبى طالب مقدّم دارم، عرض كردم: قربانت شوم باز بفرمائيد، فرمود: اى اسحاق در دوزخ واديى باشد بنام سقر و از آن روز كه خداوند آن را آفريده شرارهاى نكشيده و چنانچه خداوند او را اذن دهد و بقدر سوراخ سوزنى شراره كشد همه اهل زمين را بآتش هلاك سازد، و أهل جهنّم از حرارت و تعفّن و گند اين وادى و عذابهايش بخدا پناه برند، و در اين وادى كوهى از آتش است كه اهل آن وادى از حرارت و تعفّن و عذابهاى آن كوه پناه جويند، و در آن كوه درّهايست كه اهل آن كوه از حرارت و تعفّن و گند و عذاب آن درّه پناه خواهند، و در آن درّه چاهى است كه اهل آن درّه از حرارت و تعفّن و گند و آنچه خدا در آن براى اهلش مهيّا ساخته پناه طلبند، و در آن چاره اژدهائى است كه اهل آن چاه از حرارت و تعفّن و گند و پليديهاى و زهرى كه در دندانهاى او است پناه خواهند،