فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٩ - ملاك تشخيص كمال مطلوب
يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ؛[١] همانا خدا به دادگرى ونيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد و از كار زشت و ناپسند و از ستمكارى بازمىدارد. به شما اندرز مىدهد، باشد كه پند بگيريد.
از ظاهر اين آيات برمىآيد كه همان معنايى كه افراد بشر از عدالت وظلم مىفهمند و همان كارهايى كه نزد همگان معروف و منكر به شمار مىرود، مورد امر و نهى الهى قرار گرفته است. البته ممكن است مواردى از معروف و منكر براى مردم نامعلوم شود؛ كه پيامبران الهى مأمور شناسايى آنها هستند.
اميرمؤمنان على ٧ در تفسير آيه «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ اْلإِحْسانِ» مىفرمايد: «عدل انصاف است و احسان نيكويى كردن است.»[٢] همچنين آن حضرت در وصيت خود به امام حسن ٧ فرموده است: «خدا تو را جز به نيكوكارى امر نفرموده و جز از زشتكارى نهى نكرده است.»[٣] بديهى است كه اين امر و نهى خداوند و امام ٧ تنها با قبول حسن و قبح ذاتى اعمال سازگار است. علاوه بر آن، خداوند در ادامه آيه دوم مىفرمايد: «يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.» اين تعبير بر اين دلالت دارد كه امر الهى به عدل و احسان و نهى او از فحشا و منكر جنبه يادآورى دارد و اين خوبىها و بدىها با عقل و وجدان آدمى قابل تشخيص است. نيز مىتوان دانست كه خوبى و بدى بسيارى از امور براى آدمى قابل تشخيص است.
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها؛[٤]
و قسم به جان آدمى و آن كسى كه آن را (آفريده) و منظم ساخته و سپس پليدكارى و پرهيزكارىاش (شر و خيرش) را به او الهام كرده است.
در اين آيه الهام قلبى راهى براى تشخيص خوب و بد معرفى شده است.
[١] - نحل( ١٦): ٩٠
[٢] - نهج البلاغه، نامه ٣٠
[٣] - نهج البلاغه، حكمت ٢٣١
[٤] - شمس( ٩١): ٧ و ٨