فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٧ - ملاك تشخيص كمال مطلوب
هريك معيار خاصى را براى تبيين ارزش ذاتى اخلاقى اعمال مطرح نمودند. ما بايد تلاش كنيم كمال مطلوب حقيقى انسان را به درستى تشخيص دهيم. تنها از اين طريق است كه مىتوان به معيار درست ارزشگذارى اخلاقى افعال دست يافت.
ملاك تشخيص كمال مطلوب
براى تشخيص درست كمال مطلوب انسان، بايد انسان را به درستى شناخت. براى دستيابى به اين هدف، بايد از انسانشناسى كمك گرفت.
با بررسى انسان روشن مىگردد كه حقيقت آدمى را روح او تشكيل مىدهد و بدن همچون ابزارى در خدمت روح است. لذت، رنج، احساس آرامش يا عصبانيت و ناآرامى همگى از ويژگىهاى روح انساناند. زمانى كه انسان از خوردن غذاى لذيذ به احساس خوشايندى دست مىيابد، درحقيقت روح اوست كه اين لذت را درك مىكند و اگر ارتباط روح با بدن قطع گردد، ديگر از طريق ابزار طبيعى و مادى، لذت و رنجى پديد نخواهد آمد.
سعادت حقيقى انسان نيز در رسيدن روح او به كمال حقيقى آن است. روح انسان هرقدر به كمال مطلق نزديكتر گردد، به تكامل بيشترى مىرسد. كمال مطلق، كمالى است كه هيچ نقص و كمبودى در او نباشد و از اين نظر، تنها خداوند، كامل مطلق است. بنابراين كمال حقيقى انسان در نزديكتر شدن به خداوند است. اين نزديكى، مادى و جسمانى نيست.
هرقدر انسان با رفتارهاى اختيارى خود به كمال روحى بيشترى دست يابد و خود را به اوصاف كمالى بيشتر زينت دهد، به كمال مطلق نزديكتر مىگردد. پس خوب يعنى هركارى كه انسان را به كمال مطلق نزديكتر مىگرداند، و بد يعنى هركارى كه موجب دور شدن انسان از خداوند و كمال مطلق مىگردد.
از اينجا نقش نيت نيز مشخص مىشود. انگيزه و نيت هر عمل، در روح انسان اثر مىگذارد. اين اثرگذارى يك تأثير طبيعى و تكوينى است، نه جعلى و قراردادى. نيت يك رابطه واقعى و عينى با تكامل روح انسان دارد و در حقيقت نيت است كه به عمل روح اخلاقى