فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٦ - حسن و قبح ذاتى و عقلى
٣. ديدگاه صحيح در معيار ارزش
حسن و قبح ذاتى و عقلى
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»[١]
نظريههاى لذتگرايى، سودگرايى، امر الهى و مطابقت با قانون عقل هريك براى تشخيص و تعيين ارزش اخلاقى معيار و ملاكى به دست دادند. اينك مىكوشيم به معيار صحيح در ارزش اخلاقى دست يابيم.
چنانكه در بحث واقعگرايى اخلاقى و نقد نظريه امر الهى اشاره شد، افعال داراى ويژگىِ خوبى و بدى واقعى هستند؛ يعنى در وراى اميال و خواستههاى ما داراى جنبههاى واقعى (حقيقى) خوبى و بدى مىباشند و مانند آداب و رسوم اجتماعى و تابع قرارداد محض نيستند.
از اينرو، افعال اخلاقى به لحاظ وجود شناختى، يا در ذات خود داراى صفت «خوب» ىاند و به همين دليل اخلاقى به حساب مىآيند، يا بد هستند و ضد اخلاقى بهشمار مىآيند. بنابراين وقتى كه در مقام ثبوت و واقع مىگوييم «عدالت خوب است»، معناى آن، اين نيست كه چون «دلخواه ما است» يا «كارى مورد پسند همگان است»، خوب است؛ بلكه به اين معنا است كه «بين عدالت ورزيدن و كمال مطلوب» رابطه ضرورى برقرار است».
بنابراين براى انتزاع مفهوم «خوبى»، يك نوع تناسب ميان دو حقيقت واقعى و عينى لازم است؛ مثلًا ميان كار اختيارى انسان و كمال مطلوب او. در صورتى كه آن كار، شخص را به آن كمال مطلوب برساند، خوب است و اگر او را از كمالش دور كند، بد.
در اخلاق، تنها افعال اختيارى انسان محور بحث قرار مىگيرند، كه به اوصافى نظير خوبى يا بدى وصف مىشوند. خوبى و بدى نيز در واقع به معناى منافرت و ملايمت با كمال مطلوب انسان است. اگر بين فعل اختيارى، با كمال مطلوب انسان، رابطه مناسب برقرار باشد، آن كار، خوب و اگر رابطه نامناسب باشد، بد است. البته ممكن است برخى در تشخيص مصداق واقعى كمال مطلوب اشتباه كنند. كسانى كه كمال مطلوب را لذت شخصى، سود و ... مىدانستند،
[١] - زلزله( ٩٩): ٧ و ٨