فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٥ - ب) مطابقت با قانون عقل
خود با نفس خويش بيشتر بستيزد و برخلاف تمايلات و مصلحتها و نفع و لذت خود و فقط به قصد انجام وظيفه، عمل كند، ارزش اخلاقى اعمال او بيشتر خواهد بود.[١]
با هم بينديشيم
كانت بر انجام وظيفه تكيه زيادى دارد. دراخلاق دينى، به ويژه در دين اسلام نيز بر اين مسئله تأكيد شده است. ميان وظيفه گروى كانتى با وظيفه گروى در اسلام چه تفاوتهايى مىبينيد؟
نقد و بررسى
با اينكه ازجمله نكات ارزنده نظريه كانت، اصل احترام ذاتى به هر فرد انسانى، و توجه به نقش نيت در ارزش اخلاقى و ارج نهادن به حسن فاعلى است، مناقشه فراوانى نيز در نظريه وى وجود دارد كه به برخى از آنها در مبحث نسبيت و اطلاق اخلاقى اشاره خواهد شد. در اينجا فقط يكنقد بيان مىشود.
فرض كنيد شما تمايل داريد «وقتى به تنهايى در جاى خلوتى هستيد، آواز بخوانيد». آيا مىتوانيد اين خواسته خود را به قانونى كلى تبديل سازيد؟ بر طبق «امر مطلق» هيچ تناقضى در اين نيست كه بخواهيم اين رفتار به صورت قانون عام درآيد. با اين حال نمىتوان اين خواسته را يك وظيفه اخلاقى يقينى دانست. بنابراين، معيارى را كه كانت در وظايف اخلاقى ارائه مىكند و تنها كارى را از نظر اخلاقى الزامى و خوب مىداند كه بدون تناقض بتوان آن را به طور همگانى عمل نمود، ناتمام است. قوانين راهنمايى و رانندگى يا دستور زبان نيز با اينكه نشانى از برخى رفتارهاى اختيارىاند و چه بسا بدون تناقض به صورت قانون عام خواسته شوند، اخلاقى نيستند.
[١] - بنگريد به: بنياد مابعد الطبيعه اخلاق، ص ٣٤- ١٢