فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٢ - ب) مطابقت با قانون عقل
بيانها صورتهاى مختلفى از يك قانون واحدند.[١]
به طور كلى كانت انسان اخلاقى و وظيفهشناس را فردى مىداند كه با جديت به عدالت و انصاف علاقهمند است و ديگران را همچون موجودات بشرى- نه همچون ماشين- مىپندارد و تلاش مىكند رفتارهايش را ضابطهمند قرار دهد؛ به طورى كه براى همه افراد پذيرفتنى باشد. بنابراين كانت تنها كارى را به لحاظ اخلاقى خوب يا الزامى مىداند كه آدمى بتواند بدون تناقض، از هر كس ديگر در آن شرايط و اوضاع و احوال بخواهد چنين كارى را انجام دهد و در صورتى كه نتوان بدون تناقض انجام آن كار را از ديگران خواست، آن كار مطابق با امر مطلق (تكليف) نبوده، به لحاظ اخلاقى نادرست است.
به مثال[٢] كانت توجه كنيد: فرض كنيد كسى بگويد «به ديگران در سختى كمك نمىكنم، مگر اينكه چنين كارى منافع شخصىام را افزايش دهد». كانت مىگويد: هر عاقلى به ضرورت مىخواهد در هنگام سختى، ديگران به او كمك كنند؛ ولى با اين فرض، ديگر چنين فردى نمىتواند بدون تناقض اراده كند كه قاعده ياد شده، قانونى عمومى و كلى باشد. زيرا لازمهاش اين است كه هيچكس در سختى به ديگران كمك نكند، مگر اينكه به نفع خود او باشد.
مثال ديگر كانت در باره وعده دروغ است. آيا مىتوانيم زمانى كه در وضعيتى دشوار گرفتار آمدهايم، براى رهايى از مشكل خود، وعدهاى فريبكارانه بدهيم؟ استدلال كانت اين است كه براساس امر مطلق مىتوان به اين مسئله پاسخ داد. از آنجا كه غرض از وعده دادن جلب اعتماد مردم است، چنانچه بخواهيم وعده دروغ را به يك قانون كلى تبديل كنيم، اعتماد مردم از يكديگر سلب خواهد شد و هيچكس وعده ديگرى را نخواهد پذيرفت و در اين صورت هيچ وعدهاى وجود نخواهد داشت. بنابراين در قانون فرضى ياد شده تناقض وجود دارد و به اصطلاح، اين قانون، خود متناقض است. از اينرو نمىتواند به يك قانون عام تبديل شود.[٣]
[١] - براى مطالعه بنگريد به: محمد محمدرضايى، تبيين و نقد فلسفه اخلاق كانت، ص ١٨٤- ٩٨
[٢] - بنگريد به: ايمانوئل كانت، بنياد مابعد طبيعه اخلاق، ترجمه حميد عنايت و على قيصرى، ص ٦٤
[٣] - براى مطالعه بيشتر در باره اين مثال، بنگريد به: راجر ساليوان، اخلاق در فلسفه كانت، ترجمه عزتاللَّه فولادوند، ص ٨٣- ١٠١