فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٧ - الف) لذت شخصى
بد است.[١] وى ملاك و معيار ارزش اخلاقى را لذت (لذت شخصى) مىداند و بيشتر بر لذتهاى جسمانى تاكيد مىكند. اپيكور (٢٧٠- ٣٤٢. م)[٢] نيز مانند وى معتقد است كه غايت و هدف از زندگى، لذت بردن است. بنابراين رفتارهاى اخلاقى بايد بر مبناى لذت صورت پذيرند. البته اپيكور بيشتر بر لذتهاى روحانى تاكيد نموده است، كه بهطور عمده در آرامش نفس و سكون خاطر يافت مىشوند. پس لذتگرايى اپيكورى به هرزگى نمىانجامد. وى نيز مانند آريستيپوس لذت فردى را ملاك ارزش اخلاقى مىداند.[٣]
بنابراين يكى از نظريههاى مهم در باب ملاك و معيار ارزش اخلاقى، نظريهاى است كه تنها لذت شخصى را معيار دانسته، به نظريه لذتگرايى شخصى معروف است. اغلب طرفداران اين نظريه دراينباره چنين استدلال مىكنند:
الف) لذت و خوشى، تنها غايتى است كه دلخواه انسان است و آدمى به طور طبيعى جوياى لذت است و از رنج مىگريزد.
ب) هر شخصى خوشى و لذت را براى خود مىخواهد و از رنج و ناراحتى خويش گريزان است.
ج) ارضاى ميل طبيعى شخصى از ارزش ذاتى برخوردار بوده، كار عاقلانهاى است.
بنابراين بايد لذت شخصى را ملاك و معيار نهايى در ارزشگذارى اخلاقى دانست و بدان توصيه كرد.[٤]
اين گروه توصيه برخى از نظامهاى اخلاقى به ديگرگروى را برخلاف مقتضاى طبيعت
[١] - فردريك كاپلستون، تاريخ فلسفه، ج ١، ص ١٤٥
[٢] - در باره شخصيت اخلاقى اپيكور)surucepE ( اختلاف نظر است. برخى او را داراى اخلاقى فاسد دانسته و عدهاى از او بهنيكى ياد كردهاند
[٣] - كاپلستون، همان، ص ٤٦٧
[٤] - فردريك كاپلستون، تاريخ فلسفه، ج ٨، ترجمه بهاءالدين خرمشاهى، ص ٥١