فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٥ - تعريف«مفهوم» و«مصداق»
صداقت اين حكم توصيفى اخلاقى صادر مىشود كه «صداقت خوب است». روشن است كه اين احكام، خود از اجزا و عناصرى تشكيل شدهاند كه در جمله نخست عبارتاند از «نقض عهد» و «كارى ناشايستبودن» و در جمله دوم عبارتاند از «صداقت» و «خوببودن». اكنون، به بحث از واقعگرايى در دو حوزه مفاهيم و اجزاى گزارهها و احكام اخلاقى، و همچنين كل گزارههاى اخلاقى مىپردازيم.
با هم بينديشيم
با توجه به مباحثى كه تا كنون ارائه شده، ده گزاره اخلاقى را معرفى كنيد و مفاهيم آنها را از يكديگر تفكيك نماييد.
تعريف «مفهوم» و «مصداق»
همه ما معمولًا از آينه استفاده مىكنيم افراد براى مشاهده چهره و اندام و لباس خود، رانندگان براى تشخيص وضعيت اطراف خويش دندانپزشكان براى به معاينه دندانهاى بيمار و .... همه نوعى از اين نمونه ابزارها بهره مىجويند. اما چرا اين ابزار بسيار ساده تا اين اندازه با اهميت دانسته شده و از آن در سادهترين كارها تا پيچيدهترين امور همانند تلسكوپهاى بسيار پيشرفته بهره گرفته مىشود؟ آينه به سبب خصوصيت «حكايتگرى» و نمايشگرى (به تصوير كشيدن اشيايى كه در برابر آن قرار مىگيرند) اين ويژگى را يافته است.
نيز هنگامى كه از خيابانى مىگذريم و مشاهده تابلويى سبب مىشود كه مسير خود را تغيير داده، راه ديگرى براى عبور بر گزينيم، چه عاملى باعث تغيير مسير ما مىشود؟ آن راه بنبست بود و آن تابلو از بنبست بودنش خبر داده بود.
مفاهيم نيز نقش حكايتگرى دارند؛ مثلًا مفهوم «كتاب» از چيزى خبر مىدهد كه معمولًا به شكل مكعب مستطيل است و در آن مطالبى نوشته شده و ممكن است تصاويرى در بر