فلسفه اخلاق - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣ - ٣ - ٣ فرا اخلاق
جملات اخلاقى قرار مىگيرند، مانند مفاهيم خوب، بد، بايد، نبايد، درست و نادرست و وظيفه، و چه مفاهيمى كه موضوع يا مسنداليه جملات اخلاقى واقع مىشوند، كه يا يكى از افعال اختيارى انسان هستند يا صفتى از صفات درونى او، مانند راستگويى، دروغگويى، احسان، ظلم، شجاعت، سخاوت، ترس و .... البته اين مباحث بيشتر به تبيين مفهومى مفاهيم محمولى مىپردازد. اما مفاهيمى كه پيشفرض قضاياى اخلاقى هستند، مانند اراده، انتخاب، ميل، انگيزه و آزادى، و مفاهيمى كه در نتايج احكام اخلاقى به كار مىروند، مانند لذت، سود، سعادت، خير و ...- كه در نظريات هنجارى به آنهااشاره شد- نيز بايد تحليل معنا شناختى شوند و اين وظيفه را شاخه فرا اخلاق عهدهدار است.
ب) معرفت شناسى: بحث از اخبارى يا انشايىبودن گزارههاى اخلاقى، مطلق يا نسبىبودن احكام اخلاقى و مباحثى از اين دست كه با روش عقلى بررسى مىشوند، نمونههايى از مباحث معرفت شناختى در باره گزارههاى اخلاقىاند. در باره اخبارى يا انشايىبودن گزارههاى اخلاقى و مطلق يا نسبىبودن احكام اخلاقى، نظريههاى متعددى مطرح است كه در مباحث بعدى به آنها خواهيم پرداخت.
ج) منطقى: نمونهاى از مباحث منطقى در باره جملات اخلاقى است بحث از اين مسئله است كه آيا «بايد» از «هست» استنتاج مىشود؛ يعنى آيا از واقعيات مىتوان احكام ارزشى را نتيجه گرفت. به تعبير ديگر آيا بين واقع (tcaf) و ارزش (eulav) رابطهاى هست يا خير. بحث از ارتباط گزارههاى اخلاقى با يكديگر نيز در اين قسمت انجام مىشود.
د) هستى شناسى: مانند بحث از اينكه «آيا مفاهيم اخلاقى ما بازاء خارجى و عينى دارند يا نه؟» و به عبارت ديگر «آيااين مفاهيم از وقايع خارجى حكايت مىكنند يا فقط بيانگر امورى ذهنى و فرضى هستند؟». بحث واقعگرايى اخلاقى و غير واقعگرايى در پاسخ به اين پرسش شكل مىگيرد.